[ad_1]

توسط رابرت بارتر (@RobertBarter16)
این که حتی یک میکروسکوپ شک می تواند به ذهن پپ گواردیولا وارد شود ، غیرقابل تحمل به نظر می رسد ، اما خود شک و تردید دقیقاً دولتی بود که خود را در سال 2006 محاصره کرد. با نزدیک شدن به پایان کار خود در حال تبدیل شدن به سمت مکزیکی Dorados de Sinaloa ، Santpedorian به مکزیک با جاه طلبی های بلند برای جاه طلبی های بلند برای این باشگاه ، به مکزیک منتقل نمی شود ، بلکه از جانشین آنها یاد می گیرد که از مربی خود یاد بگیرید.
در آن زمان 35 ، گواردیولا به پایان کار بازی خود نزدیک می شد ، از آنجا که او مطمئن بود که می خواهد سوئیچ مربیگری را انجام دهد. هنگام تحمل طلسم بی پرده خود در ایتالیا با رم ، گفتگو با مارک افسانه ای گابریل باتیستوتا ، او را به سمت انقلابی ترین و تأثیرگذارترین مربی در دوران مدرن سوق می داد. “اگر می خواهید مربی شوید ، باید بروید و آن مرد را ببینید” ، توصیه های باتیستوتا بود. آن مرد مارسلو بیلسا بود.
این دوره در دوره تصدی وی در ایالت اقیانوس آرام سینالوا بود که او سفر 8000 کیلومتری جنوب را به سمت مزرعه Bielsa در Máximo Paz در حومه روزاریو ، آرژانتین انجام داد. دیوید Trueba ، کارگردان فیلم اسپانیایی در کنار هم سفر کرد ، که بیلسا ، هوادار فیلم مشتاق ، برای ساعت اول از آن آزمون کرد. وقتی مکالمه به فوتبال تغییر یافت ، Trueba گفت “آنها نمی توانند متوقف شوند”. آنها ساعت ها در بحث تیم ها و تاکتیک ها صرف کردند ، همانطور که در کتاب “کیفیت جنون” تیم ریچ بیان شده است ، با استفاده از رایانه بیلسا برای حل و فصل مباحث و استدلال ها ، قبل از آنکه آرژانتینی کارگردان را بین دو صندلی ثابت قرار دهد تا یک حرکت تاکتیکی بالقوه را در یک بازی نشان دهد.
ماهها پس از این جلسه ، گواردیولا در تیم B بارسلونا سلطنت شد ، که از آنجا به مربی تیم ارشد ارتقاء یافت و در آنجا خود را به عنوان موفق ترین مربی در تاریخ برجسته این باشگاه تقویت می کرد. پس از سه عنوان پی در پی لیگ و دو پیروزی در لیگ قهرمانان اروپا ، این چهارمین فصل گواردیولا بود که او به Zenith تاکتیکی خود رسید ، اما با این حال ، تقریباً از نظر شاعرانه ، کمترین موفق او بود.
پس از شکست دادن رئال مادرید خوزه مورینیو برای بلند کردن سوپر جام اسپانیایی 2011 ، همزمان با دستیابی به الکسیس سانچز و سسک فبرگاس ، گواردیولا به طور مکرر شروع به استفاده از یک خط عقب سه نفره کرد ، در یک شکل که آینه ای از جوهان کرویف است به 3-4-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3-3 ساعتهای پرشور در روزاریو با. Despite it being the season in which Barcelona played its most attractive and intricate football, the Copa Del Rey remained the only major trophy they had to show for it as Mourinho’s Madrid steamrolled the title and what seemed like divine intervention led to their demise against Roberto Di Matteo’s Chelsea in the Champions League semi-final, a tie which Barcelona dominated and Lionel Messi struck the frame of the goal twice.
هنگامی که گرد و غبار در تاریخ 25 ماه مه در ویسنته کالدرون و گواردیولا عزیمت کرد ، خاطرات در طی یک فصلی بازی می کردند که طعم ترش را به جا گذاشته بود. ناسازگاری در داخل کشور نه امتیاز در قله جدول لیگ به جای خود باقی مانده است و در حالی که احساس آنچه می توانست سوءاستفاده های اروپایی آنها را محاصره کند ، ضرب و شتم اتلتیکو مادرید و پیروزی 3-1 لیگ در سانتیاگو برنابهیو یادآور لحظات فقیرتر گواردیولا بود. برای فراز و نشیب های فراوان از یک فصل پرشور ، این یک بازی در تاریخ 6 نوامبر بود که بیشترین هیجان را برانگیخت.
این مکان سان مامز در کشور باسک بود. مختصر وی با اسپانیول در سال 1998 ، این نماینده اولین حضور واقعی مارسلو بیلسا در فوتبال اروپا بود. آنچه بسیاری از آنها محدودیت را مشاهده می کنند ، او سیاست این باشگاه را برای امضای فقط بازیکنان باسک به عنوان رمانتیک دید. این معلم در مقابل دانش آموز بود. بیلسا در مقابل گواردیولا.
باران از آسمان باسک ، زمینه ای مناسب برای دیدار دو روشنفکر فوتبال فراهم کرد. پرچم Ikurrina با شروع بازی با سرعت کمرنگ ، غرفه ها را محاصره کرد ، در حالی که بارسلونا به دنبال این بود که در بازی معمول خود در عبور و تملک قرار بگیرد. بازیکنان Bilbao فلسفه Bielsa را کاملاً خلاصه کردند. جوان ، گرسنه ، پرانرژی ، بی باک. جایی که بسیاری از آنها با ترس از بین می رفتند ، میزبان بازی را به کاتالان ها بردند و در بین هرج و مرج اول قرار گرفتند.
یک توپ که توسط Víctor Valdés بازی می شود ، رهگیری شد اما توسط ورزشگاه حفظ نشد. در حالی که توپ به سمت Mascherano می چرخید ، شرایط شروع به کار کرد زیرا آرژانتین پای خود را در اعماق نیمه خودش از دست داد. این یک هدیه بود که ماركل شوشا از پذیرش خیلی خوشحال شد. او قبل از اینکه آندر هررا را که پایان آن بی عیب و نقص بود ، در گوشه ای دور از گل والدز قرار داد ، به جلو حرکت کرد.
این هدف برای گواردیولا نگران کننده بود زیرا سه بازی از هفت بازی قبلی در جاده ترسیم شده بود و مادرید با سرعت نگران کننده پیش می رفت. علی رغم اکولایزر درخشان ، پس از گردش مالی مشابه در قلمرو مخالف ، توسط Fàbregas به خانه رفت ، بیلبائو با سرعت وحشیانه به حمله خود ادامه داد. ایکر مونیاین فرصتی برای بازگرداندن صدرنشینی از دست داد ، در حالی که آندرس اینیستا پس از مسی او را به سمت مشابه ادامه داد.
فشار بر هر دو هدف آسفیکالیک بود. گورکا ایریزوز پس از صرفه جویی در حالی که بارسلونا به توپ های بلند کشاورزی متوسل شد ، پس از صرفه جویی در توپ های بلند کشاورزی ، به عنوان خط پیش روهای ورزشکار ، ماسچرانو و جرارد پیكه را تحت فشار قرار داد. هر حمله این احساس را به وجود آورد که فشار باید کاهش یابد. که هر دو مجموعه بازیکنان در نهایت اجازه می دهند تا سرعت سقوط کند. به جز اینکه آنها این کار را نکردند. سرعت به ظاهر غیرممکن که در آن مسابقه برگزار شد ، از ابتدا تا پایان ادامه داشت. تنش در استادیوم بیشتر و بیشتر قابل لمس بود زیرا هوا شروع به تأثیر بیشتر در دادرسی می کند.
ماسچرانو ، که هیچ پاس های رو به جلو را فراهم نمی کرد ، تملک را روشن کرد و توپ را به سمت والدز بازی کرد ، اما هرگز به او نرسید. برای یک گوشه ورزشی مستقیم از بازی خارج شد. تحویل استثنایی نبود اما والدز نتوانست آن را مطالبه کند. در عوض ، ابتدا از اریک Abidal و سپس از پای Piqué و به سمت شبکه منحرف شد.
با دقایق باقیمانده ، بیلسا سمت خود را در پیش گرفت اما پیچ و تاب بی رحمانه سرنوشت ، پیروزی مشهور را انکار می کند. در حالی که در مقابل چنین سختی های ارعاب آمیز ، به لیونل مسی اجازه داد تا یک تساوی را به سمت شبکه محافظت نشده بکشد تا 2-2 مسابقه را به ثمر برساند. برای همه حمایت های صوتی و بی بدیل ، ویژگی میراث افتخار باسکای آنها ، میزبان ها فقط وقتی بیشترین اهمیت را داشتند ، از بین رفتند و انحراف داشتند. یک بازی جذاب و پایان به پایان ، که شاید به دلیل کیفیت نمایش داده شده توسط هر دو طرف احتمالاً لیاقت یک ویکتور واقعی را نداشته باشد ، پس از تساوی دهنده مسی ، لحظه های متوقف شده فراخوانده شد.
نگاهی به حرفه مارسلو بیلسا و یک چیز به وفور روشن می شود. برای مربی که بسیاری از افراد را تحت تأثیر قرار داده است ، که چنین نمایشگرهای کلاس جهانی حمله به فوتبال را مهندسی می کند ، جایزه او از سه عنوان آرژانتینی و یک مدال طلای المپیک را انجام نمی دهد. این یک انتقاد است که در سه شاگرد سرسخت او نیز مطرح شده است. اینکه خورخه سامپائولی ، جراردو ‘تاتا’ مارتینو و ادگاردو باوزا به همین ترتیب در مقایسه با ایستادن بلند خود در بازی ، تعداد کمی از آنها را به دست آورده اند ، مشخصه ای از اکثر مربیانی است که اصول اصلی خود را از بیلسا می گیرند.
از بارسلونا کانترا ، تا مکزیک از طریق ایتالیا و خاورمیانه ، از دشتهای روزاریو تا پایتخت کوهستانی شیلی ، این جلسه ذهن فوتبال 23 سال در ساخت بود.
در تبریک عرفی پس از مسابقه از گواردیولا و حریف وی ، بیلسا سندی را تحویل داد که حاوی اطلاعات و ویژگی های تاکتیکی مخالفان از بازیکنان خود بود. از طریق برنامه ریزی دقیق و پیشاهنگی ، شرایطی که در سال 2019 هنگامی که مسئولیت لیدز یونایتد را بر عهده داشت ، تحت نظارت قرار می گرفت ، آرژانتینی اطمینان حاصل کرد که هیچ سنگی در برنامه ریزی مسابقه تیمش بی سواد باقی نمانده است. در آن زمان پپ گواردیولا شوخی کرد “شما بیشتر از من بارسلونا می دانید”. این مارسلو بیلسا بود. این “ال لوکو” بود.
تمام وقت: Athletic Bilbao 2-2 بارسلونا.
https://www.youtube.com/watch؟v=x3gbavbfsos
بازی های کلاسیک بیشتر از La Liga – بارسلونا در مقابل رئال مادرید (2010)
تصویر برجسته اقتباس از عکس Maite Elorza ، CC BY-NC-SA 2.0
[ad_2]
منبع
