بیوگرافی دیگو آرماندو مارادونا

وقتی صحبت از بحث بر سر بهترین بازیکنان فوتبال تمام دوران به میان می‌آید، لیست اغلب تنها دو نام دارد: پله، اسطوره برزیلی و دیگو آرماندو مارادونا، کسی که آنها را ال پیبه د اورو نامیده‌اند. هنگامی که صرفاً بر اساس مهارت ها و دستاوردهای آنها مقایسه می شود، انتخاب یکی از آنها تقریباً غیرممکن می شود. به هر حال، به همین دلیل است که هر دو جایزه بهترین بازیکن قرن فیفا را دریافت کردند. البته یک پسر طلایی آرژانتینی دیگر هم به نام لیونل مسی وجود دارد. بحث در مورد اینکه چه کسی می تواند بهترین در نظر گرفته شود در قسمت آخر این بیوگرافی قرار داده شده است.

حقایق اساسی

تولد: 1926
مرگ: 2020
کشور: آرژانتین
پست: هافبک

باشگاه ها

آرژانتینوس جونیورز (1976–1981)
بوکا جونیورز (1976–1981)
آرژانتینوس جونیورز (1981–1982)
بارسلونا (1982–1984)
ناپل (1984-1991)
سویا (1992–1993)
نیوولز اولد بویز (1993–1994)
بوکا جونیورز (1995–1997)

آمار

فوتبال باشگاهی: 491 مسابقه، 259 گل
تیم ملی: 91 بازی، 34 گل

بیوگرافی

پیش درآمد

با این حال، در آرژانتین، مارادونا همیشه بیش از یک قهرمان ورزشی بود – او یک شخصیت الهی بود. این هیوستون کرونیکل بود که مارادونا را کاملاً توصیف کرد: او ترکیبی از ورزشکاری مایکل جردن، قدرت بیب روث و خطاپذیری انسانی مایک تایسون بود. در کشوری که از بسیاری از ناامیدی های اجتماعی و چندین دیکتاتوری نظامی جان سالم به در برد، ال دیگو به نماد امید و بت میلیون ها نفر تبدیل شد.

نام مستعار “El Pibe de Oro” برخی از سنت های قدیمی آرژانتینی را در خود دارد. جاناتان ویلسون پیب را در کتاب فرشتگان با چهره‌های کثیف توصیف می‌کند : «خارجی که با ترکیبی از جذابیت و حیله‌گری راه خود را در زندگی طی می‌کند» و به‌عنوان یک بازیکن فوتبال، پایب «مبرف از مسئولیت است؛ تقریباً تشویق می‌شود تا هرگز به بلوغ نرسد».

نشانه های اولیه عظمت

دیگو مارادونا در 30 اکتبر 1960 به دنیا آمد و در شرایط بدی در ویلا فیوریتو در نزدیکی بوئنوس آیرس به عنوان فرزند چهارم توتا و چیتوری مارادونا بزرگ شد. دیگو سه ساله بود که از پسر عموی خود توپی به عنوان هدیه تولد دریافت کرد و از همان ابتدا تبدیل به یک همراه عزیز شد.

استعداد استثنایی او از همان دوران کودکی آشکار بود. وقتی هشت ساله بود، برای آزمایش به آرژانتینوس جونیورز آمد. وقتی مربیان دیدند که او با توپ چه کاری می تواند انجام دهد، از مارادونا خواستند کارت شناسایی خود را به آنها بدهد. آنها به سادگی نمی توانستند باور کنند که پسر واقعاً آنقدر جوان است (در واقع، او نسبت به سن خود کوچک بود). هنگامی که مشخص شد مارادونا دروغ نمی گوید، مربیان تصمیم گرفتند خود را وقف بهبود مهارت های او کنند.

حتی قبل از اینکه او برای بازی برای تیم بزرگسالان آماده شود، این اعجوبه در کانون توجه قرار داشت: وقتی آرژنینوس جونیورز بازی می کرد، در نیمه دوم با توپ ترفندهایی انجام می داد. شهرت او افزایش می یابد و او مهمان یک برنامه تلویزیونی می شود که هم با توپ و هم با یک پرتقال حقه بازی می کند.

آرژانتینوس و بوکا

مارادونا در 15 سالگی اولین بازی رسمی خود را برای تیم اول آرژانتینوس جونیورز انجام داد و به جوانترین بازیکن تاریخ لیگ برتر تبدیل شد. چند ماه بعد، او اولین بازی خود را در تیم ملی آرژانتین، در یک بازی دوستانه مقابل مجارستان انجام داد. این اتفاق در اوایل سال 1977 رخ داد، سالی که آرژانتین میزبان جام جهانی بود. سزار لوئیس منوتی، سرمربی تیم ملی، سرانجام تصمیم گرفت این استعداد بزرگ را از ترکیب جام جهانی حذف کند – دیگو ویران شد.

مارادونا پنج سال را در آرژانتینوس جونیورز گذراند و در 166 بازی 116 گل به ثمر رساند (در این مدت با کلودیا ویلافانی ملاقات کرد که چند سال بعد همسر او شد).
وقتی زمان حرکت فرا رسید، او توانست از بین چندین پیشنهاد پردرآمد یکی را انتخاب کند. اگرچه ریورپلاته بیشترین پول را ارائه کرد، مارادونا تصمیم خود را به وضوح اعلام کرد – او می خواست برای بوکا جونیورز بازی کند، تیمی که از دوران کودکی خود از آن حمایت می کرد. یکی از رویاهای او پس از قهرمانی بوکا در لیگ در آن فصل محقق خواهد شد.

تبلیغات

بارسلونا و ناپولی

مارادونا علیرغم اینکه فقط یک فصل برای بوکا بازی می کرد، آن را به فصلی خاص تبدیل کرد. او با 28 گل در 40 بازی، تیم را به قهرمانی در لیگ برتر رساند. در پایان فصل، او در اولین جام جهانی خود شرکت کرد. به هر حال، این تورنمنت عالی برای ال دیگو نبود. به دلیل تنش های داخلی در تیم و بازیکنان حریف که در هر فرصتی روی او خطا می کردند، مارادونا نتوانست برتری خود را ثابت کند. آرژانتین پس از باخت مقابل برزیل (در دیداری که مارادونا با لگد زدن به بازیکن برزیلی در میانه زمین کارت قرمز گرفت) و ایتالیا، از راهیابی به نیمه نهایی بازماند.

با این حال، این شکست مانع از انتقال مارادونا به باشگاه بارسلونا با مبلغ 7.3 میلیون دلار نشد. در ال کلاسیکو 26 ژوئن 1983، مارادونا اولین بازیکن بارسلونا بود که مورد تشویق هواداران رئال مادرید قرار گرفت. با این حال، ستاره آرژانتینی تاثیر زیادی در لالیگا نداشت که بسیاری از او انتظار داشتند. شرایط ایده آل نبود. در زمین دیگو دائماً خطا می‌شد که اوج آن شکستگی پای پس از تکل وحشتناک گویکوئتشیا بود. و خارج از زمین روابط با کارکنان گاهی اوقات بد بود (برای تغییر این وضعیت به بهتر، منوتی به عنوان مربی استخدام شد)، و مهمانی های متعددی وجود داشت – مارادونا اولین آشنایی خود را با کوکائین در روزهای بارسلونا انجام داد.

در نهایت، یک حادثه بحث برانگیز میدانی در برابر بیلبائو در مقابل شاه خوان کارلوس و 100000 هوادار دیگر، مدیران بارسلونا را مجبور به انتقال مارادونا به خارج کرد. اتفاقی که افتاد یکی از زشت ترین نزاع ها در زمین بین دو تیم برتر فوتبال و با مارادونا در نقطه میانی بود.

در سال 1984، مارادونا با مبلغ 13 میلیون دلار به ناپولی منتقل شد. به محض ورود او به ناپل، یک روزنامه محلی اشاره کرد که شهر فاقد مدرسه، اتوبوس، خانه، شغل و سرویس بهداشتی است، اما هیچ کدام از اینها مهم نبود زیرا مارادونا داشتند. مارادونا زمانی که 75000 ناپلی را در مراسم سخنرانی خود دید، تصمیم گرفت که محبت آنها را با دادن همه آنها در زمین جبران کند. این بازیکن آرژانتینی مطمئناً در اولین فصل خود در سری آ تأثیر گذاشت (ناپولی بعد از یوونتوس و رم سوم شد)، اما چیزهای بیشتری در راه بود. در این بین قرار بود فینال جام جهانی در مکزیک برگزار شود.

مارادونا در ناپل
مارادونا با پیراهن ناپولی

مکزیک 1986

زمانی که جام جهانی 1986 شروع شد، هیچ شکی در مورد اینکه بهترین بازیکن فوتبال جهان کیست وجود نداشت. این بار، هیچ مانعی برای او وجود نداشت، با خطاهای خشونت آمیز یا غیره – او به سادگی برای بقیه خیلی سریع و قدرتمند بود، و داوران اجازه بازی ناپاک را که چهار سال پیش برای حریف روش موثری بود، نمی دادند. مارادونا به لطف مرکز ثقل پایین، کنترل توپ، مهارت های دریبلینگ، دید، پاس دادن و زمان واکنش، قدرت خود را در برابر هر بازیکن و هر تیمی که در مسابقات با آن روبرو می شد به کار گرفت.

توپ دستی مارادونا
«دست خدا».

آرژانتین پس از حذف رقیب قدیمی اروگوئه، قرار بود در مرحله یک چهارم نهایی به مصاف انگلیس برود. این مسابقه ای بود که اسطوره مارادونا به طور کامل تثبیت شد. مارادونا تنها 4 دقیقه پس از اینکه با گلزنی با دست تیمش را به برتری 1-0 رساند – اتفاقی که بعدها آن را “دست خدا” نامید – مارادونا دست به کاری غیرقابل تصور زد. او توپ را در نیمه تیمش دریافت کرد و سپس از کنار پنج بازیکن انگلیسی دوید و سپس توپ را از دروازه بان شیلتون عبور داد. یازده لمس، 60 متر. هدف قرن.

دریبل زدن مارادونا
در راه به پایان رساندن کلاسیک ترین گل های انفرادی.

مارادونا این کار را با گلزنی مقابل بلژیک در نیمه نهایی دنبال کرد و بازی نهایی را مقابل آلمان غربی ترتیب داد. اگرچه ژرمن‌ها توانستند او را با دو نشان زدن مهار کنند، اما مارادونا با کمک به بوروچاگا برای گل پیروزی، بازی را قطعی کرد. مارادونا پس از هدایت کشورش به اولین عنوان قهرمانی جام جهانی در تاریخ، به اتفاق آرا به عنوان بهترین بازیکن مسابقات انتخاب شد.

دوران بزرگ ناپولی

پس از پایان پیروزمندانه جام جهانی، مارادونا به فوتبال باشگاهی بازگشت. او در اولین فصل بازگشت خود، ناپولی را به قهرمانی در سری آ رساند. این اولین بار بود که تیمی از جنوب کشور قهرمان لیگ شد و این در شرایطی اتفاق افتاد که تنش شمال و جنوب به اوج خود رسید. پس از به پایان رساندن دو فصل بعدی به عنوان نایب قهرمان، ناپولی دومین اسکودتو خود را در سال 1990 به دست آورد.

سقوط از گریس

علیرغم موفقیت او در زمین، زندگی شخصی مارادونا بدتر و بدتر می شد. با وجود موفقیت در زمین، زندگی شخصی او بدتر و بدتر می شد. در ناپل دیوانه فوتبال، نابغه توپ تقریباً به یک نیمه خدا تبدیل شده بود، اما در عین حال قربانی موفقیت خود شد و هواداران او را به عنوان دارایی خود می خواستند.

دیگو شروع به جستجوی پناهگاه کرد. به نظر می‌رسید که او با قبیله جولیانو، بخش قدرتمندی از سندیکای جنایی کامورا، ارتباطات مبهمی داشت و در مهمانی که توسط رئیس کارمین جولیانو ترتیب داده شده بود دیده شد. و بی‌آنکه خیلی‌ها بدانند، او از اواسط دهه 80 به کوکائین اعتیاد داشت. در نهایت، این مانع از توانایی او در بازی فوتبال شد. اگرچه این امر مانع از بردن آرژانتین به فینال دیگر جام جهانی در سال 1990 نشد، اما آلمان غربی این بار برای غلبه بر موانع بسیار سخت بود. این مسابقات در ایتالیا، کشور دوم مارادونا در این زمان برگزار شد. زمانی که آرژانتین در ناپولی به مصاف تیم خودی رفت، ناپلی ها به بت خود سلام می کردند و بسیاری از آنها برای تصمیم گیری برای اینکه کدام تیم را ترجیح می دهند، مشکل داشتند.

بازی مارادونا در جام جهانی 1990
مارادونا در نیمه نهایی جام جهانی 1990 مقابل ایتالیا.

اما زندگی در ناپل بدتر شد. مطبوعات شروع به نوشتن درباره او و معشوقه اش کریستیانا سیناگرا و فرزندشان کردند که در سال 1986 بدون اطلاع عمومی به دنیا آمده بود (کودکی که دیگو برای مدت طولانی هر گونه ارتباط با او را انکار می کرد). مارادونا پس از شکست در آزمایش مواد مخدر برای کوکائین، سرانجام در سال 1991 ناپولی را ترک کرد. او 15 ماه در طول نوشیدن الکل خود محروم شد و سوء مصرف کوکائین ادامه یافت تا اینکه سرانجام برنامه سم زدایی را پذیرفت و به زودی دوباره شروع به تمرین کرد.

پس از محرومیت، او به سویا پیوست که سرمربی سابق تیم ملی آرژانتین کارلوس بیلاردو بود. مارادونا تنها 26 بازی در باشگاه جدید اسپانیایی خود انجام داد و با موفقیتی که در ناپولی کسب کرده بود فاصله زیادی داشت. مارادونا پس از ناکامی با مربی پس از تعویض در بازی مقابل بورگوس در ژوئن 1993، آخرین بازی خود را در سویا انجام داده بود.

او دوباره به آرژانتین بازگشت و به نیوولز اولد بویز پیوست، اما این بخش از زندگی حرفه ای او تنها شامل هفت بازی بود.

او در 33 سالگی، دو بازی آخر خود را در تیم ملی در جام جهانی 1994 ثبت کرد، جایی که یک بازگشت چشمگیر در زمین تحت الشعاع مثبت بودن تست داروی افدرین دوپینگ قرار گرفت. او با زدن 34 گل در 91 بازی فوتبال خود را در تیم ملی به پایان رساند.

آخرین باشگاه مارادونا زمانی بود که بوکا جونیورز (1995-1997) بود، قبل از اینکه در سال 1997 آن را ترک کرد.

زندگی بعدی و میراث

اعتیاد مارادونا به کوکائین تا سال 2004 ادامه داشت. تقریباً در همان زمان، او سرانجام الکل را ترک کرد و تحت عمل جراحی بای پس معده قرار گرفت. او در سال 2008 سرمربیگری تیم ملی آرژانتین را بر عهده گرفت. او این موقعیت را تا جام جهانی 2010 حفظ کرد و پس از شکست 4-0 مقابل آلمان از کار اخراج شد.

علیرغم زندگی شخصی جنجالی او، تاثیر مارادونا بر بازی فوتبال قابل انکار نیست. وقتی از میشل پلاتینی در مورد مارادونا سوال شد، گفت: “کارهایی که من می توانستم با فوتبال انجام دهم، او می توانست با یک پرتقال انجام دهد.” حتی فراتر از استعداد خارق‌العاده‌اش در زمین، مارادونا به‌عنوان کسی شناخته می‌شد که هرگز نمی‌ترسید که نظر خود را در مورد طیف وسیعی از مسائل به نمایندگی از هم تیمی‌هایش بیان کند. بیشتر اوقات همین کافی بود.

مرگ

مارادونا در دوران پیری اش مشکلات سلامتی داشت که تا حدی به اعتیادش به الکل بستگی داشت. او بود
در اوایل نوامبر 2020 از یک لخته خون جدی مغز نجات یافت، اما در اواخر همان ماه، در 25 ام، دچار حمله قلبی شد.
و در سن 60 سالگی دار فانی را وداع گفت.

بهترین بازیکن تاریخ فوتبال؟

دیگو آرماندو مارادونا را بسیاری بهترین بازیکن تاریخ فوتبال می دانند. “شماره ده” آرژانتینی ناجی ملت آن شد و سپس به تیمش کمک کرد تا در جام جهانی 1986 قهرمان شود. این دومین پیروزی در جام جهانی برای آرژانتین بود و بدون مارادونا هرگز این اتفاق نمی افتاد.

مارادونا به یک اسطوره زنده تبدیل شده است و عنوان “بهترین بازیکن تاریخ” اغلب – بسته به ترجیحات – توسط او و پله تقسیم می شد. چندین بازیکن آرژانتینی در حال حاضر و زمانی که به عنوان “مارادونای جدید” مورد ستایش قرار گرفته اند، مانند آریل اورتگا و آیمار. اما تا زمانی که یک لیونل مسی خاص به سیاره فوتبال نرسیده بود، هیچ یک از آنها در سطح یکسان نبودند.

https://www.youtube.com/watch?v=VmyssDtOiLM

بحث در مورد اینکه بهترین بازیکن کیست با پیشرفت مسی به عنوان یک فوتبالیست پیش رفته است. این استدلال که مارادونا از هر دو بازیکن بهتر است را می توان بر اساس واقعیت هایی مطرح کرد که او هم آرژانتین و هم ناپولی را به قهرمانی رساند. مسی با تیم ملی خود جام جهانی را فتح نکرده است و بارسلونا پس از ورود او قهرمان داخلی بود. جاناتان ویلسون، روزنامه‌نگار فوتبال درباره مارادونا می‌نویسد: «این بحث‌ها البته می‌تواند جنبه‌های بسیار بیشتری را در نظر بگیرد: “فقط به توانایی فنی او، در مورد گامبتا ، ضربات آزاد و گل‌هایش نبود، بلکه درباره او به‌عنوان یک الهام‌بخش و یک سازمان‌دهنده بود. شاید فقط کرایف – هرچند به شیوه‌ای متفاوت – با تاکتیک‌های مغزی او در زمین مسابقه مطابقت داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *